اولین مرجع تخصصی نیازمندی‌های آنلاین صنعت پزشکی
{{cartLength}}
{{cartLength}}
ثبت آگهی رایگان
دسته بندی / ویدئوی تد

چرا بعضی از افراد از دیگران فداکارترند؟

خیلی از افراد، و این شامل همه میشه از فیلسوفان و اقتصاددانان گرفته تا مردم عادی عقیده دارند که ذات بشر اساسا خودخواهه، که براستی فقط به خاطر رفاه و خوشبختی خودمون به شوق میایم. اما اگه این درست باشه، چرابعضی افراد مثل اون غریبه که منو نجات داد، کارهای خودخواهانه انجام میدن م...

خیلی از افراد، و این شامل همه میشه از فیلسوفان و اقتصاددانان گرفته تا مردم عادی عقیده دارند که ذات بشر اساسا خودخواهه، که براستی فقط به خاطر رفاه و خوشبختی خودمون به شوق میایم. اما اگه این درست باشه، چرابعضی افراد مثل اون غریبه که منو نجات داد، کارهای خودخواهانه انجام میدن مثل کمک کردن به دیگران درحالی که برای خودشون خطر و هزینه بسیار داره؟پاسخ دادن به این سوال نیاز داره تا ریشه های اقدامات خارق العاده ی ایثارگرانه را پیدا کنیم، و چه چیزی افرادی که در این نوع کارها درگیر می شوند رو از بقیه افراد متفاوت می کنه. اما تاکنون کارهای کمی روی این موضوع انجام شده است. مفهوم «فداکاری» به دنبال تغییر در فرهنگ‌ها و سیستم‌های سیاسی و دولت‌ها، ویژگی‌های جغرافیایی و اقلیمی و دیگر عوامل و در گذر زمان، دستخوش تغییر می‌شود. مطالعه و بررسی این تغییرات و روند تحولات مفاهیم، بسیار مفصل است و در تخصص علومی مانند جامعه‌شناسی و روان‌شناسی است، اما پرسش اساسی این است که کدام طرز تفکر و کدام شکل از فداکاری درست است و از دیدگاهی بنیادین، «درست» چه معنا و مفهومی دارد؟ یکی از موضوع‌هایی که در فرهنگ ایرانی به آن می‌بالند، فداکاری و از خودگذشتگی است. مادران، پدران، همسران، دوستان و آشنایان از خودگذشتگی‌هایی که در زمینه تربیت فرزندان،‌ اقتصاد خانواده، پیشگیری از خشونت و از میان بردن کدورت‌ها و ناراحتی‌ها انجام داده‌اند، می‌بالند و حاضرند آزرده خاطر شدن یا رنج را به جان بخرند، تا دیگران را راضی نگه دارند. در وضعیتی که ذکر شد، می‌بینیم که هیچ کدام از رویکردهای فداکاری خوب یا بد مطلق نیست. در هر حال، شخص احساس خوب یا بد را منتقل یا دریافت می‌کند و برآیند آن رخدادها و انتخاب‌ها،‌مجموعه‌ای از تظاهرات خوب و بد در ذهن و قلب آدمیان است. در چالش‌های اساسی‌تر و بزرگ‌تر از راضی‌ نگاه داشتن دوست مان و رفتن به سینما یا پارک،‌ این چند‌گانگی احساسی، نمود و بروز برجسته‌تری دارد. یکی از بزرگ‌ترین این چالش‌ها شرکت در جنگ‌ها است. چه چیز باعث می‌شود که فردی از جان خویش بگذرد تا به تصور خود، جان عده دیگری را نجات دهد، آسایش مردم کشوری را تأمین کند یا از سیستم و افرادی حمایت کند. او چگونه راضی می‌‌شود حتی اگر فرض کنیم هدفی که برایش جان بر کف می‌جنگد و امکان‌ دارد بمیرد محقق شود، در شادمانی پس از پیروزی نباشد؟ اینها همه گزینه‌هایی است که قبل از فداکاری به آن می‌اندیشیم، اما حاصل فداکاری‌های گوناگون هم قابل تأمل و بررسی است. همه دیده‌ایم مادران و پدرانی را که چون فرزندشان آن نشده‌اند که می‌خواستند،‌ از فداکاری‌هایشان برای آن فرزند ابراز پشیمانی می‌کنند یا شماری از کسانی را که در جنگ‌ها در جهان آسیب دیده‌اند و هنگامی که بعد از سال‌ها، از جنگ سخن می‌شود،‌اعتراف می‌کنند که این کار یعنی شرکت در جنگ، اشتباه بزرگ زندگی‌شان بوده است و اگر به آن زمان باز‌گردند، هرگز این کار را نمی‌کنند.