وحشتزدگی و اختلال ترس( چه چیزی لازم است در این باره بدانید) (بخش دوم)

درصورتیکه هیچ خطری برای بدن وجود نداشته باشد و با این حال آدرنالین در بدن ترشح شود، از این هورمون نمی‌توان برای خروج از شرایط استفاده کرد در نتیجه ساخت آن سبب بروز وحشتزدگی می‌شود.

شماری از فاکتورها می‌توانند احتمال بروز وحشتزدگی و اختلال ترس را در فرد افزایش دهند.

ژنتیک نیز می‌تواند در این رابطه نقش ایفا کند. در صورتیکه فرد یک خانواده‌ی کوچک داشته باشد برای مثال والدین و خواهر یا برداری که به اختلال ترس مبتلا است، احتمال بروز وحشتزدگی در او بیشتر خواهد بود.

بعلاوه در سابقه‌ی خانوادگی، تجربه‌ی شرایط تنش‌زای فراوان می‌تواند محرکی باشد که باعث افزایش هیجان و وحشتزدگی شود.

مثال‌ها مانند، از دست دادن یکی از عزیزان یا طلاق. داشتن یک خاطره‌ی تلخ از یک آزار جنسی نیز ممکن است احتمال درگیری فرد با اختلالات ترس را افزایش دهد.

عادت‌هایی مانند سیگار کشیدن یا مصرف بیش از حد کافئین نیز می‌توانند از عومل افزایش دهنده ی احتمال اختلالات ترس در فرد باشد.

حمله‌ی ترس همچنین می‌تواند تاثیرات بلندمدتی داشته باشد از جمله اختلال هیجانی پیشرفته، اختلال وسواس اضطراری و اختلال اضطراب پیش از تروما.

برخی اوقات به هرحال به نظر نمی‌رسد هیچ عامل خاص و سابقه‌ی خانوادگی به عنوان محرک وجود داشته باشد. در آن‌ها مشکلات ممکن است بدون خبر قبلی و بطور ناگهانی بروز کند.

تشخیص

 یک لیست کلی جهت کمک به پزشکان برای تشخیص مناسب اختلالات ذهنی مانند افسردگی یا اختلالات ترس تهیه شده و این لیست شامل استاندارهایی است که از یک تشخیص مناسب در کشور حمایت می‌کند.

معیارهای تشخیص یک اختلال ترس شامل:

تجربه‌ی حمله‌ی ترس مکرر و غیرقابل پیش بینی

داشتن ترس پس از گذشت حدود یک ماه از وحشتزدگی و همراه بودن سایر علائم مانند از دست دادن کنترل. یک فرد ممکن است به طور مشخص رفتار خود را برای ترس از داشتن یک وحشتزدگی در عموم تغییر دهد.

داشتن وحشتزدگی در صورتیکه با استفاده از هیچ داروی خاصی قابل مهارکردن نیست و یا دیگر اختلالات ذهنی مانند فوبیا

کسی که هرسه مورد را باهم داشته باشد دارای اختلال ترس می‌باشد.

درمان

شایع‌ترین روش‌های درمان اختلال ترس، دارودرمانی و روان درمانی می‌باشد.

چیزی که با عنوان صحبت درمانی شناخته می‌شود، شامل صحبت با یک فرد متخصص سلامت ذهن است برای تشخیص محرک‌های بالقوه‌ی یک حمله‌ی ترس، تا در نهایت بتوان بر این ترس غلبه کرد.

دارودرمانی می‌تواند به بهبود تعادل انتقال‌دهنده‌های عصبی موجود در مغز که مسئول کنترل هیجان هستند کمک کند.

مثال‌ها شامل:

بنزودیازپین مانند آلپرازول یا کلونازپام

مهارکننده‌های سروتونینی مانند فلوکستین، پروکستین یا سرترالین

مهارکننده‌های سروتونین و نوراپی‌نفرین مانند هیدروکلورید

ممکن است دارویی که برای یک فرد با اختلال ترس قابل استفاده و موثر است،‌برای فرد دیگر تاثیر قابل توجهی نداشته باشد. افراد حتما باید پیش از مصرف دارو از عوارض جانبی و فواید آن آگاهی کامل کسب نمایند.

پزشک ممکن است گاهی دارویی با نام بتابلاکر تجویز کند. که از تند شدن بیش از حد ضربان قلب فرد در مواقع هیجان جلوگیری می‌کند.

پیشگیری

بعلاوه‌ی این درمان‌های دارویی برای اختلالات ترس، تغییرات مناسب در سبک زندگی می‌تواند به فرد کمک کند که اختلالات ترس و حمله‌های ترس را کنترل کند.

این موارد شامل:

اجتناب از مصرف موادی که می‌دانیم در در اختلالات ترس شرکت دارندمانند کافئین، سیگار یا داروهای روانگردان

داشتن خواب کافی در شب

عضویت در یک گروه حمایت‌کننده برای کسانی که به طور مکرر حمله‌ی ترس را تجربه می‌کنند.

انجام فعالیت‌‌هایی که استرس را زندگی دور می‌کند مانند انجام یوگا، نفس عمیق یا داشتن فعالیت فیزیکی منظم

موارد پیشرفته

درصورتیکه این اختلال بدون درمان باقی بماند ممکن است زندگی فرد را ازجهات مختلفی تحت تاثیر قرار دهد:

موارد پیچیده تر می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

استفاده بیش از حد از الکل به عنوان یکی از راه‌های فرار از زندگی روزمره

فوبیای پیشرفته مانند آگورافوبیا

تجربه‌ی مشکلات اقتصادی

افزایش خطر فکر به خودکشی

دور شدن از اجتماع

استفاده‌ی مکرر از داروهایی که سلامت را به خطر می‌اندازند

استفاده‌ی درست از دارو می‌تواند از بروز این موارد پیشرفته جلوگیری کند.